نــامه یـک مـددکار اجـتماعی به دکـتر روحانی
| |
| |
وطنم نمی خواهی اغوشت را برای من بگشایی؟
وطنم شاید تنها کسی باشم که باقدم گذاشتن دردرون تواغاز یک زندگی مملولزغم وشاید نابودی من باشد
وطنم چشم به راه من باش که درمدت زمان اندک چه بخواهی چه نخواهی دراغوش توام
دیگرعشق وزمزمه های شبانه درفریاد سکوت است
سکوت من دربرابرتودیواریست محکم تر ازفولاد
دیگرنه صدا بزن نه درسکوت شبانه ات مرا به خاطر بیاور
گرچه تو اغاز یک زندگی دربرابرمعناها بودی
معنای زندگی من این نبود که تو بی معنا باشی
زندگی من سراسرراز است ومعنا
گرچه دیگران غافل ازاین راز ومعنا است
اری زندگی من فریاد رساست دربین امواج سکوت
چه سخت است تظاهربه زیستن باخلق مردمی سیم پرست
تو خود خدایی وافریننده عظیم وباشکوه توانا ومقتدر
نمیدانم بندگانت چه زیبایی وارزشی برسیم میبینند
که حتی تورارها کرده وسیم می پرستند
خدا یاچه سخت است زیستن با این جماعت
انکه ادعابرمبلغ دین داردچه بی رحمانه بخاطر سیم
دین وبرنامه ی جامع وکاملت برای انسان هارا تحریف میکند
انکه ادعای پزشک وطبابت دارد چه وحشیانه بخاطر سیم
با موجودی که تو اشرف مخلوقات قراداده ای رفتار میکند
اندکی کم باشد این سیم هانشاید نگاهی کند برمریضی
اصالت خانوادگی به معنای شهرت، ثروت یا موقعیت اجتماعی نیست بلکه به معنای سلامت نفس خانواده و صالح و خوشنام بودن آنان است که هر قدر گستره اش (در نسل های پیاپی) بیشتر باشد، بهتر است.
اسلام تأکید دارد که درباره سابقه خانوادگی همسر، تحقیق لازم صورت گیرد و به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی آنها در نظر گرفته شود. زیرا این اصالت خانوادگی در زندگی جدید و نسل بعد خانواده نوپا تأثیر خواهد گذاشت. به عبارت دیگر آنچه در اصالت خانوادگی اهمیت بسیاری دارد، توجه به دو عامل مهم وراثت و تربیت می باشد. از نظر دین مبین اسلام صفات و خصوصیات والدین در فرزندان آینده تأثیر می گذارد. به همین دلیل باید قبل از انتخاب همسر درباره سابقه خانوادگی همسر و به خصوص مراتب ایمانی و اخلاقی آنها، تحقیق لازم صورت گیرد.منبع: ساج

خبر حوزه نوشت: آیتالله جوادیآملی در پاسخی، راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را تشریح کرد.
متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است.
* توفیق زن بیش از مرد است
توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن همین که از ۹ سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی شد، خدا او را به حضور میپذیرد و با او سخن میگوید و روزه را بر او واجب میکند، مناجاتهای او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش میدهد. آن هنگام که مرد به عنوان یک نوجوان در حال بازی کودکانه است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است. شش سال زمینهسازی کردن، از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الیاللَّه است و مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند میروند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که زن برای دریافت فضائل، شایستهتر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.
* یک دستورالعمل
زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد اما تمامی آنها جبرانپذیر است، زیرا قضای روزهها را به جا میآورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را میبرد. همان گونه که اگر مسافری پس از خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط شده را خواهد کرد.
پس این گونه از فضائل جبرانپذیر است. عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، شایستگی خطاب الهی را کسب مینماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ، زمینه تشرف به مقام عبودیت است.
* جشن تکلیف
درباره یکی از علمای شیعه، ابن طاووس – رضوان اللَّه علیه – نقل شده است که روز بلوغش را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد دوستان و آشنایان خود را به شکرانه این که من نَمُردم و سنّ من به حدّی رسید که خدای سبحان با من سخن گفت و از من تکلیف طلب کرد، جشن گرفت چون انسان تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به هنگام بلوغ لیاقت مییابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود. – اما این که آیا این جشن، در اسلام مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسألهای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت اقدام به برگزاری این مراسم نمیکند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار مینماید. و شاید مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حقشناس و شاکر باشید، این چنین عملی را انجام داده است. – بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل عرفان هستند، میگویند ما مشرَّف شدیم نه مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجاتالذاکرین امام سجاد (ع) میخوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه شرافت است. اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا باشد و خدا هم به یاد او باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به این شرافت میرسد.
اگر چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن بخش زیادی از این راه را طی کرده است. بنابراین هم آن محرومیتهایی که زن در دوران عادت دارد قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار میشود.
* دلایل جبران محرومیت از عبادات
در پایان عمر نیز برای زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگی سخن از ایام محرومیت نیست و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود و چند روز بیشتر نیست. ثانیاً، آنها که باردارند و توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمیشود، چون غالباً عادت با حمل جمع نمیشود. ثالثاً، مدت شش سالی که زن قبل از بلوغ مرد، بالغ میشود، همه نقصها را ترمیم میکند. بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتی فزونتر نیز خواهد یافت. از آنچه گفته شد روشن میشود سِرّ بیان حضرت امیر – سلاماللَّه علیه – در نهجالبلاغه که در وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام میفرماید: »فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة»(۱). یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این صورت ضایع میشود. روایتی دیگر نیز از حضرت صادق – سلاماللَّه علیه – نقل شده است که میفرماید: »من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(۲). مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباببازی نیست، بلکه یعنی، زن ریحانه است، این ریحانه را ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور میدهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی کنید. اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع میشود بنابراین اولیای منزل و مدرسه مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست روی این تحلیل، معلوم میشود زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا میکند و اگر احیاناً راههای عاطفی، زمینههای انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راهها را تعدیل میکند تا مبادا به انحراف برود.
منابع:
(۱) نهجالبلاغه، نامه ۳۱٫ (۲) بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۴٫ (زن در آئینه جلال و جمال، صفحات ۳۷۹ ۳۸۲٫)
راه دانشجو: زهرا زبان انگلیسی و فارسی را به راحتی میخواند و مینویسد، جدول ضرب را کامل حفظ است، حدود یک جزء از قرآن را حفظ است و از هر موضوعی اطلاعاتی را برایت رو میکند.
به گزارش شیرازه، آقای حبیب الله بناکار، کارمند بازنشسته سازمان حج و زیارت و همسر خانه دارش صاحب سه فرزند هستند که هر سه آنها ضریب هوشی بالایی دارند یا به روایتی نابغه هستند.
زهرا 6 ساله، ابوالفضل 4/5 ساله، امیر حمزه 2/5 ساله فرزندان نابغه آقای بناکار هستند.
زهرا زبان انگلیسی و فارسی را به راحتی می خواند و می نویسد، جدول ضرب را کامل حفظ است، حدود یک جزء از قرآن را حفظ است و از هر موضوعی اطلاعاتی را برایت رو می کند. خیلی شیطنت می کند، درست مثل دو برادر تیزهوش دیگرش که لحظه ای آرام نمی گیرند و مدام بالا و پائین می پرند.
برادر کوچک زهرا امیرحمزه 2/5 ساله، مقداری انگلیسی بلد است و اعداد را به خوبی می شناسد. تا لحظه ای که ما آنجا هستیم مدام با گوشی پدرش ور می رود و با آن کار می کند. امیر حمزه 2/5 ساله هم عکس می گیرد و هم شماره. برایمان آهنگ نیز پخش می کند.
برادر دیگر زهرا هم ابوالفضل حدود 100 لغت انگلیسی حفظ است، الفبای فارسی و انگلیسی را کامل بلد است و انگلیسی را به خوبی می خواند.

پدر بچه ها: نهنگ در استخر می میرد!
پدرش به خبرنگار شیرازه می گوید: اعتقادم این است که نهنگ در استخر می میرد! خدا را شکر فرزندان من سطح هوشی بالایی دارند. وضعیت آموزشی فسا مثل استخر است و مطمئناً نهنگ در استخر می میرد.
او در ادامه از مسئولین می خواهد فکری به حال امثال فرزندان او کنند که دارند در این فضا فدا می شوند.
حبیب الله بنا کار می گوید: از چهار سال پیش متوجه شدیم زهرا نابغه است. این خبر از شبکه های مختلف صدا و سیما شبکه یک، سه، پنج پخش شد.
هرجا مراجعه کردیم گفتند برای زیر سه سال برنامه ای نداریم/ از نروژ به ما زنگ زدند!
زمانی که اثبات شد آی کیو زهرا 165 است و همانطور که می دانید 140 به بالا نابغه خوانده می شود به جاهای مختلفی نامه نوشتم و کمک خواستم که از این استعداد خدادادی زیر نظر دولت استفاده شود تا در آینده برای مملکت مفید باشد، اما هر جا که مراجعه کردیم گفتند: ما در قبال بچه های زیر سه سال مسئول نیستیم. پدر زهرا می گوید «متاسفانه کسی به ما کمکی نکرده اما اگر می خواستم به راحتی کشورهای دیگر ما را می پذیرفتند. در این مورد حتی از نروژ به ما زنگ زدند!»
ضریب هوشی بالای زهرا هم کارگشا نیست!
حبیب الله ادامه می دهد: «به دکتر دوگانی نامه نوشتیم؛ ولی تاکنون نتیجه ای نگرفتیم. برای من هم شرایط فراهم نیست که بخواهیم به تهران یا شیراز مهاجرت کنیم. آقای بنا کار می گوید: خواهشم از مسئولین این است از لحاظ آموزشی فکری به حال بچه های نخبه کنند. برای ثبت نام زهرا به مدرسه شاهد مراجعه کرده ایم که سطح آموزشی آن قدری بالاتر است؛ آنها هم به جای اینکه خوشحال باشند که چنین نخبه قرار است به مدرسه آنها بیاید می گویند شرایط آن را نداریم و این جای تامل دارد.
داریم صحبت می کنیم که ابوالفضل می پرد وسط حرفمان و با زبان شیرین کودکانه اش می گوید: می خواهید برایتان نقاشی بکشم؟ می گوییم: بکش.
ابوالفضل می گوید: برایتان یک موجود عظیم الجثه می کشم. بلافاصله می گوید: نه، نه برایتان یک موجود عظیم الجثه تکامل یافته می کشم!
در 2/5 سالگی روزنامه می خواند
از یک سالگی فهمیدیم که این بچه با بچه های دیگر فرق دارد. مادر زهرا کوچولو این را می گوید. او آبان ماه سال 1385 دخترش را در بیمارستان شریعتی فسا به دنیا آورده. آن موقع او و شوهرش نمی دانستند فرزندشان در 2/5 سالگی یک روزنامه خوان حرفه ای خواهد شد.
داستان تیزهوشی زهرا از زمانی شروع شد که یک روز یعنی درست در سن یک و نیم سالگی، مادرش دست او را گرفت و به مهد کودک برد؛ ما روی یک نیمکت نشستیم. زهرا با کنجکاوی به اطرافش نگاه می کرد.
مربی مهد، شعری را که جلسه گذشته یاد داده بود با بچه ها تمرین می کرد. من خیلی اتفاقی سر این کلاس رفتم تا ببینم اگر خوب است زهرا را در آنجا ثبت نام کنم. هنوز هم زهرا آن شعر را از بر است.
معصومه فردای آن روز متوجه شد زهرا یک و نیم ساله، همان شعری را که معلم در مهد با بچه ها تمرین کرده حفظ است و می خواند: «تو ای که داده ای به من، زبان و پا و دست و سر، دو تا فرشته داده ای، به نام مادر و پدر...»
مادر جوان باورش نمی شد که زهرا با یک بار شنیدن شعر در کلاس آن را حفظ کرده باشد. داستان زندگی دختر بچه فسایی هم از همان روز ورق خورد. کم کم مادر زهرا متوجه شد دخترش از هوش خوبی برخوردار است. شاید هم دعاهای بی حد و اندازه ی پدرش نتیجه داده بود.

در سفر حج خیلی دعا کردم
پدر زهرا با اصرار گزارشگر شیرازه می گوید: زمانی که همسرم باردار بود به سفر عمره رفتم. باورتان نمی شود. آن قدر دعا کردم و آن قدر از خدا خواستم تا اینکه با به دنیا آمدن زهرا حاجت روا شدم.
حبیب الله از خدا خواسته بود، صاحب فرزندی باهوش و سالم شود. این را زمانی فهمید که دخترش را برای گرفتن تست هوش پیش یکی از مشاوران شهرستان فسا برد. آن موقع زهرا دو سال بیشتر نداشت اما با واکنش هایش به سوالات تست هوش حاضران را متعجب کرده بود؛ از آقای مشاور گرفته تا پدرش!
«آقای مشاور یک سری تست از زهرا گرفت. بعد به هوش زهرا امتیاز 165 داد و گفت این بچه نابغه است»
حالا از آن روز مدت ها گذشته و در این فاصله زهرا به کمک مادرش توانسته یک دنیا چیز یاد بگیرد، همه حیوان ها را از روی عکس شان می شناسد و نامشان را می داند، 1000 لغت انگلیسی را حفظ کرده و می تواند تا 10000 بشمرد. البته کنار اینها مادرش نخواسته زهرا از قرآن خواندن هم عقب بماند. او کل سوره های قرآن را از رو می خواند. البته تصور نکنید این دختر بچه از یک سالگی هوش بالایش را به نمایش گذاشته است.
حبیب الله از 14 ماهگی دختربچه شیرین زبانش می گوید: در آن سن کم مادر زهرا به او رنگ ها و اشکال هندسی را یاد داده بود، و دخترم درباره ی هرکدام از رنگ ها و اشکال که از او می پرسیدند با لحن شیرین و بچه گانه اش توضیح می داد.
من دانشمند جهانم!
زهرا سوال های عجیب هم زیاد می پرسد، کافی است جلوی او بنشینید و از یک موضوع فنی صحبت کنید، دخترک بعد از تمام شدن حرف شما شروع می کند به پرسیدن مطالبی که در ذهنش علامت سوال ایجاد شده، و البته چندان عجیب هم نیست که ادعایش بزرگتر از سن و سالش باشد. ادعاهایی مثل «من دانشمند جهانم

بقیه درادامه مطلب
روزی به جرم گفتن حقیقت حبس می شویم
روزی به جرم مسلمان بودم وحشی ویاغی
می دانند مارا
روزی به جرم افغان بودن ازحقوق مان محروم می شویم
روزی به جرم شیعه بودن سر بریده می شویم
روزی به جرم هزاره بودن ازسر های مان کاخها می سازند
روزی به جرم درس خواندن وفهمیدن حبس می شویم
وروزی به جرم ...................
بیا تا با آمدنت منورکنی اندیشه های تاریک را
بیا تا با آمدنت پرده ی سیاهی وجهل رابرداری
این خبر را رییس عودت مهاجرین هرات طی گفتگویی با رسانه ها تایید می کند.
درادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب مراجعه کنید