کرزیا، دیده گشا! (شعر)

کرزیا، دیده گشا حالت دنیا بنگر
ما کجا، مهد تمدن به کجا ها، بنگر

چشم افرنگ نورزد به تو هرگز عشقی
ز مفاد دگری این همه شیدا بنگر

می برد لعل بدخشان و زمرد ها را
تو نمیدانی وطن رفته به یغما؟ بنگر!

می زنی داد ز صلحی که ندارد حاصل
او به هر کنج و کمر می کُـشدم، ها، بنگر

نکند فکر دیگر داری و من بی خبرم
حفظ قدرت بکنی توشه ی فردا، بنگر

نکن آن فکر، نکن، خون سرم جوش نده!
می کنم خوار و ذلیلت، تک و تنها، بنگر!

کرزیا، گادی قدرت چه کشی یک جهته؟
همه فهمیده به رازت، شده افشا، بنگر

زندگی پاره ی تن گشته بهایش، تا کی؟
خون دل، کاسه ی سر، هر دم و هر جا بنگر

نان قاقی زینت سفره ی من، زینت تو
کُلُ با اُشرِبُ هم تُسرِفـُو، یکجا بنگر

کودکم نَی شده و از نفس افتاده؛ ولی
میرویست چقدر گلگون و زیبا، بنگر

کرزیا، جد تو کر بود که کرزی شده ای؟
چار سویت همه در ناله و غوغا، بنگر

مرد شو، مردنما مایه ی بد نامیِ توست
عهد و بد قولی تو وِرد زبانها بنگر

تا به کی درد کشم، شکوه کنم، داد زنم!
بس بود، می روم از دست تو صحرا، بنگر

تو به ناراض برادر بگو، گردن نزند
من که ناکرده گناهم و مبرّا، بنگر

همه گویند: یکی بود که می گفت ترا
تو ولی ... هیچ نکردی غم و پروا، بنگر

وبلاگ هیچحند

چرا امام حسین(ع) درماه حرام جنگ کرد؟

پیش از اسلام در میان ماه های قمری چهار ماه حرام بوده که در آن بر طبق سنت حتی در جاهلیت جنگ و خون ریزی حرام و پیکار در آن زشت شمرده می شد.
ماه حرام و عاشورا
پیش از اسلام در میان ماه های قمری چهار ماه (رجب، ذی القعده، ذی الحجه، محرم) حرام بوده که در آن بر طبق سنت حتی در جاهلیت جنگ و خون ریزی حرام و پیکار در آن زشت شمرده می شد و هر قبیله ای هم که با هم جنگ داشتند، مانند: اوس و خزرج که 120 سال با هم نزاع و پیکار می کردند، در این چهار ماه متارکه می کردند، اسلام که یک دین اجتماعی بود هر ادب و سنت ملی که مخالف با عقل و شرع نبود حفظ می کرد، در دوره اسلام ماه های حرام مورد احترام تمام قبایل بود جز آنکه بنی امیه چون بر کرسی ریاست نشستند نه تنها آداب و سنن دین اسلام را محو کردند، بلکه آداب و رسوم ملی عرب را هم زیر پا گذاشتند، لذا مورخین عرب آنها را از نژاد عرب نمی شناسند.[1]
 
 


ادامه نوشته

قدرت ايمان

می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود ياداشت کرد و بی خيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچ کدام را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زيرا آنها را به عنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود.
اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آن را حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت.

اصلاحات در اداره كشور

اصلاحات در اداره كشور

اميرالمؤمنين(ع) در اداره كشور، والياني را كه عثمان در شهرها گمارده بود، به دليل ظلم و تعدي، بي كفايتي، عدم لياقت و شايستگي و ناآگاهي از راه و رسم كشورداري ]كه همين ويژگي ها باعث شورش مردم در زمان عثمان شده بود[ بركنار كرد و به جاي آنان مرداني ديندار، مدبر ولايق را به كار گماشت.

ادامه مطلب متن کامل

ادامه نوشته