اصلاحات در اداره كشور
اصلاحات در اداره كشوراميرالمؤمنين(ع) در اداره كشور، والياني را كه عثمان در شهرها گمارده بود، به دليل ظلم و تعدي، بي كفايتي، عدم لياقت و شايستگي و ناآگاهي از راه و رسم كشورداري ]كه همين ويژگي ها باعث شورش مردم در زمان عثمان شده بود[ بركنار كرد و به جاي آنان مرداني ديندار، مدبر ولايق را به كار گماشت.
آن حضرت بر اصل لياقت و شايستگي در كسب مناصب، تأكيد خاص داشت. به عقيده آن حضرت توان، لياقت و شايستگي افراد در نظام سياسي مهمترين اصل بر اداره جوامع بشري است.
تأكيد حضرت علي(ع) بر اين اصل و نيز تلاش در جهت احياي ارزش هاي الهي موجب تقويت دشمنان وي شد.
اصلاحات در زمينه حقوق مردمحضرت علي(ع) در آنچه به حقوق مردم مربوط مي شد، عموم مسلمانان را در حقوق و وظايف با يكديگر برابر قرار داد.درعصر جاهليت، حقوق افراد برابر نبود. ظهور اسلام اساس آن نابرابري ها را درهم ريخت، اما در زمان عثمان تبعيض هاي عصر جاهليت به نهايت رسيد و سايه شوم بي عدالتي و نابرابري در جامعه حاكم شد. از اين رو قريش كه در سيادت بر قبايل عرب، گذشته اي افتخارآميز داشت در روزگار عثمان سربرافراخت.
درحكومت علي(ع) اين امتيازات جاهلي لغو شد. علي(ع) فرمود:«خوار، نزد من عزيز و گرامي است تا حق او را بگيرم و افراد متكبر و گردنكش نزد من خوارند تا حق مستضعفان را از آنان بازستانم.»
تأكيد حضرت بر عدالت و اجراي عدالت در نظام اجتماعي و سياسي باعث شد تا عده اي از علي(ع) فاصله بگيرند و به جمع مخالفان بپيوندند.
اصلاحات در بيت المالحضرت علي(ع) در زمينه سياست مالي، موضع سرسختانه و قاطعي داشت.آن حضرت در نخستين خطبه خود در آغاز حكومت فرمود:«اي مردم من يكي از شمايم. با هريك از شما در حق و وظيفه برابرم، روش كار من همان سنت پيامبر شما است و دستور او را به كار خواهم بست، بدانيد، زمين هايي كه عثمان به تيول وابستگان در آورده و اموالي كه به اين و آن بخشيده است، به بيت المال بازمي گردانم و...»
تأكيد اميرالمؤمنين(ع) در برابري همه در مقابل قانون بويژه در پرداخت ماليات و برخورداري از بيت المال، سبب شوررش عده اي عليه ايشان گرديد وبسياري از اشراف، صاحبان نفوذ و بزرگان قبايل درصف دشمنان او قرارگرفتند. به اين ترتيب، علي(ع) در دوران خلافتش سه دسته را از خود طرد كرد:
1) ناكثين
جاه طلبان و مقام پرستاني كه در خط مقدم بيعت كنندگان با حضرت علي(ع) بودند و آرزوي رياست در سر داشتند اما با روي كارآمدن حضرت امير(ع) و جايگزيني ارزش هاي الهي به جاي ارزش هاي جاهلي به اهداف خود نرسيدند و راه مخالفت را درپيش گرفتند.
2) قاسطين
اينان روحيه تقلب و نفاق داشتند. ظالماني بودند كه از حكومت هاي پيشين بهره ها بردند و از راه غارتگري، اموال فراوان به دست آوردند. آن ها مي كوشيدند بنيان حكومت علي(ع) را درهم ريزند و حكومت را به دست گيرند.
3) مارقين
كوته فكران و متحجراني كه در حقيقت دين را درك نكردند و روحشان روح عصبيت هاي ناروا و خشكه مقدس و جاهلان خطرناك بود.
اين سه جريان مخالف حكومت، از همان نخستين روزهاي حكومت آن حضرت كه منافع خود را درخطر ديدند، فعاليت هايي را براي سرنگوني حكومت عدل آغاز كردند.حضرت علي(ع) درنهج البلاغه به مهمترين روش هاي مخالفان در دشمني با خود اشاره كرده است. بررسي يكايك آنها مي تواند ما را در شناخت دشمن ياري دهد.
منبع:شهرقرآن
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 20:51 توسط احمدجعفری
|
و طن! عشق تو افتخارم