من تمام زندگی خود را مدیون دو زن هستم، مادرم و همسرم.
        محمود حسابی

    «آینده کودکان بسته به تربیت پدر و مادر است.»
        ویکتور هوگو

    «استوارتر از همه پیوندها، پیوندی است که در میان مادر و فرزند برقرار است.»
        سعید نفیسی

    «اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمی‌شود و اگر کتاب نباشد، روح انسان پرورش نمی‌یابد.»
        پلوتارخ

    «ای پدر و مادر، ای گم‌شدگان عزیز، من همه‌چیز خود را به شما مدیون هستم.»
        لویی پاستور

    «ای مادر، تو مانند ستاره مقدس در آسمان ابدیت، ثابت و درخشان خواهی ماند.»
        کارل ایمرمان

    «این یک قاعده کلی است که همهٔ مردان برجسته، عوامل برتری خود را از مادرانشان به ارث می‌برند.»
        ژول میشله

    «با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از فرزندان خود توقع داری.»
        سقراط

    «بچه‌ها تا کوچکند به ‌پدر و مادرشان مهر می‌ورزند، وقتی بزرگ شدند آن‌ها را به‌ محاکمه می‌کشند و گاهی نیز مورد عفو قرار می‌دهند.»
        اسکار وایلد

    «تار و پود روح مادر را از مهربانی بافته‌اند.»
        رالف والدو امرسن

    «تمام دخترها مثل مادرشان می‌شوند، چه فاجعه بزرگی برای دختر‌ها؛ هیچ مردی مثل مادرش نمی‌شود، چه فاجعه بزرگی برای پسرها.»
        اسکار وایلد

    «تنها مادر و پدر خواست های فرزند را بی هیچ چشم داشتی بر آورده می سازند .»
        ارد بزرگ

    «در هرجا نیک و بد اعمال کودک مربوط به مادر است.»
        ناپلئون بوناپارت

    «زادگاه مرد، مادر دوم اوست.»
        قابوس‌نامه

    «سرنوشت آینده یک کودک همیشه کار مادر است.»
        ناپلئون بوناپارت

    «صالح‌ترین فرزندان آن‌هایی هستند که با اعمال خود باعث افتخار پدر و مادر خود شوند.»
        ویکتور هوگو

    «کنار امیر دراز می‌کشم. حالا نه برایش زنم، نه مادر، نه خواهر. هیچ ربطی به هم نداریم.»
        فریبا وفی

    «کمال زن در مادری است، زنی که مادر نیست، موجود ناقصی است.»
        انوره دو بالزاک

    «مادر آهن‌ربای قلب و ستاره قطبی چشم کودک است.»
        جورج هربرت

    «مادر، سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است.»
        بتهوفن

    «مادر شاهکار طبیعت است.»
        یوهان ولفگانگ گوته

    «مادرشدن مرحلهٔ کمال زن است.»
        الکساندر دوما

    «مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند . »
        ارد بزرگ

    «مادر یگانه موجودی است که حقیقت عشق پاک را می‌شناسد.»
        انوره دو بالزاک

    «مردان همانند که مادرانشان ساخته‌اند، آیا می‌شود از یک کارگاه کرباس‌بافی خواست که شال کشمیر ببافد؟»
        رالف والدو امرسن

    «من از عشق بدم می‌آید برای این‌که یک‌بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم.»
        مارک تواین

    «می گویند: احتیاج مادر اختراع است! اما مادربزرگ بدبختی هم هست.»
        ژان پل

    «میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . »
        ارد بزرگ

    «میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر . »
        ارد بزرگ

    «هروقت مادر فاسد شد، نسل نیز فاسد میگردد.»
        ساموئل اسمایلز

    «همسران باید یکدیگر را ستایش کنند و فرزندان هم پدر ، مادر و آموزگاران و... ستایشگری برای همه هست . »
        ارد بزرگ

    «هیچ‌چیز به قدر دیدن یک مادر با بچه‌اش روح‌پرور نیست و هیچ‌چیز حس حرمت و تقدیس ما را هنگام تماشای مادری‌ که بچه‌هایش وی را احاطه کرده‌اند، بیدار نمی‌کند.»
        یوهان ولفگانگ گوته

    «هیچ‌گاه در زندگی نمی‌توانید محبتی بهتر، بی‌پیرایه‌تر و واقعی‌تر از محبت مادر خود بیابید.»
        انوره دو بالزاک

    «یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می‌ارزد.»
        جورج هربرت

[ویرایش] ضرب‌المثل

    «برای همه مادره، برای ما زن بابا.»
    «بهشت زیر پای مادران است.»
    «پدر و مادر هرقدر که پیر باشند، وجودشان به ز عدم.» ضرب‌المثل ایتالیایی
    «پستان مادرش را گاز گرفته.»
    «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کن!» ضرب‌المثل چینی
    «تا گوساله گاو شه، دل مادرش آب شه.»
    «دایه از مادر مهربان‌تر را باید پستان برید.»
    «دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره.»
    «دختری (عروسی) که مادرش تعریف بکنه برای آقادائیش خوبه.»
    «زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره.»
    «سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت.»
    «سیاست پدر و مادر ندارد.»
    «عروسی که مادرشوهر نداره اهل محل مادرشوهرشند.»
    «عزیز مادر.»
    «کسی که با مادرش زنا کنه، با دیگران چه‌ها کنه.»
    «مادر آزادگان کم آرد فرزند.»
    «مادر بچه‌اش را به خواب نمی‌تواند ببیند.»
    «مادر به اسم بچه، می‌خورد قند و کلوچه.»
    «مادر دزد گاهی سینه می‌خورد، گاهی سینه می‌زند.»
    «مادر را دل سوزد، دایه را دامن.»
    «مادر، عاشق بی‌عار است.»
    «مادر که نیست، با زن‌پدر باید ساخت.»
    «مادرمرده را شیون میاموز.»
    «مادر نسوخت، مادراندر سوخت.»
    «مادر و میهن هرکسی از آسمان هم بزرگتر است.» ضرب‌المثل هندی
    «مادر هفت‌تا.»
    «میان گریه‌کنندگان، گریه مادر عیان است.» ضرب‌المثل عربی
    «هزار سیلی مادر را در ازای یک بوسه از مادر خریدارم.» ضرب‌المثل ارمنی
    «یکی گفت: مادرم را می‌فروشم. گفتند: مگر کسی مادرش را هم می‌فروشد؟ گفت: قیمتی می‌گم که نخرند.»

[ویرایش] مادر در شعر فارسی

    «از درختی که مام بالا رفت// دخت بر شاخ نیز غیژد تفت// گفت و خوش گفت پیر برزیگر// این‌چنین دختـر آن‌چنان مادر// سـری آنسان سزای این پنجه// به چنان دیگ، لایق این کمچه»
        علی‌اکبر دهخدا

    «به زاد و بوم جی اندر شتافتم از ری// چنان به شوق، که کودک به جانب مادر// سواد شهر صفاهان چو گشت سرمه چشم// به هرچه دید دگرگونه آمدش به نظر// شکسته‌باره از این پیش بود و تنگ‌فضای// کنون درست و قوی‌باره است و پهناور»
        وحید دستگردی

    «پسر! رو قدر مادر دان که دایم// کشد رنج پسر بی‌چاره مادر// برو بیش از پدر خواه‌اش که خواهد// تو را بیش از پدر بی‌چاره مادر// نگه‌داری کند نُه ماه و نُه روز// تو را چون جان به بر بی‌چاره مادر// سپس چون پا گرفتی، تا نیفتی// خورد غم بیش‌تر بی‌چاره مادر// به مکتب چون روی تا بازگردی// بود چشمش به در بی‌چاره مادر// نبیند هیچ‌کس زحمت به دنیا// ز مادر بیش‌تر، بی‌چاره مادر// تمام حاصلش از زحمت این است// که دارد یک پسر بی‌چاره مادر»
        ایرج‌میرزا

    «جامهٔ مرگ‌اش آسمان دوزد// هرکه اندر زمین ز مادر زاد»
        ایرج‌میرزا

    «جوانی سر از رأی مادر بتافت// دل دردمندش به آذر بتافت// چو بیچاره شد پیشش آورد مهد// که ای سست‌مهر فراموش عهد// نه گریان و درمانده بودی و خرد// که شب‌ها ز دست تو خوابم نبرد// تو آنی که از یک مگس رنجه‌ای// که امروز سالار و سرپنجه‌ای»
        سعدی

    «چو از سر بگذرد سیل خطرمند// نهد مادر به زیر پای، فرزند»
        سعدی

    «چه کنی در کنار مادر خو// آخر ای نازنین کم از دو دو»
        سنایی

    «چه می‌شد آخر ای مادر اگر شوهر نمی‌کردم // گرفتار بلا خود را جه می‌شد گر نمی‌کردم

    گر از بدبختیم افسانه خواندی داستان‌گویی به بدبختی قسم کان قصه را باور نمی‌کردم »

        ژاله قائم مقامی

    «داد معشوقه به عاشق پیغام// که کند مادر تو با من جنگ// مادر سنگ‌دلت تا زنده‌است// شهد در کام من و توست شرنگ// عاشق بی‌خرد ناهنجار// نه بل آن فاسق بی‌عصمت و ننگ// حرمت مادری از یاد ببرد// خیره از باده و دیوانه ز بنگ// رفت و مادر را افکند به خاک// سینه بدرید و دل آورد به چنگ// دید کز آن دل آغشته به خون// آید آهسته برون این آهنگ// آه دست پسرم یافت خراش// آخ پای پسرم خورد به سنگ»
        ایرج‌میرزا

    «دامن مادر نخستآموزگار کودک است// طفل دانشور کجا پرورده نادان مادری»
        پروین اعتصامی

    «رنج کشد مادر از جفای پسر لیک// آن‌چه کشیده است هیچ رنج نداند// مادر بی‌چاره هرچه طفل کند بد// راندن او را ز خویشتن نتواند// شیرهٔ جان گر بود به کاسهٔ مادر// زان نچشد تا به طفل خود نچشاند»
        ایرج‌میرزا

    «ز مادر، برهنه رسیدم فراز// برهنه به خاکم سپارند باز»
        نظامی

    «ز هرکدام پژوهش کنی ز باب و نیا// جواب ندهد جز به نام مادر و خواهر// بدان صفت که تفاخر به نام مام کند// کس ار ز باب پژوهش نماید از استر»
        قاآنی شیرازی

    «سعی استاد به کار ِ تو نه چون سعی منست// دایه هرقدر بود خوب، نگردد مادر»
        ایرج‌میرزا

    «طبع می گر بود نشاط‌انگیز// چه عجب، زنگی است مادر او»
        کمال‌الدین اسماعیل

    «فرزند ز مادر است خرسند// بیگانه کجا و مهر مادر»
        پروین اعتصامی

    «گویند مرا چو زاد مادر// پستان به دهان ‌گرفتن آموخت// شب‌ها بر گاهواره من// بیدار نشست و خفتن آموخت// لبخند نهاد بر لب من// بر غنچه گل شکفتن آموخت// دستم بگرفت و پا به پا برد// تا شیوهٔ راه‌رفتن آموخت// یک حرف و دو حرف بر زبانم// الفاظ نهاد و گفتن آموخت// پس هستی من ز هستی اوست// تا هستم و هست دارمش دوست»
        ایرج‌میرزا

    «من آن‌ساعت که از مادر بزادم// به دام مهر و چنگ مه فتادم»
        ایرج‌میرزا

    «نژاد تو، تو خود دانی که چون است// به هنگام بلندی سرنگون است// تو از گوهر همی مانی به استر// چو پرسند ازتو، فخرآری به مادر»
        فخرالدین اسعد گرگانی

    «نشود مرد پردل و صُعلوک// پیش مامان و بادریسه و دوک»
        سنایی

    «هست مامات اسب و بابا خر// تو مشو تر چو خوانمت استر»
        سنایی

    «همیشه بوده هنر کودک اصفهان مادر// اگر نبود صفاهان نبود فضل و هنر»
        وحید دستگردی