تاملی در باب نهضت نظریه پردازی و نوآوری روشمند
تاملی در باب نهضت نظریه پردازی و نوآوری روشمند
پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 2
به دنبال انتشار پاسخ رهبر فرزانه و حکیم انقلاب به نامه جمعی از دانش آموختگان حوزه علمیه قم و تاکید و تصریح معظم له بر شان و منزلت «تضارب آراء و عقول » ، «تولید نظریه و فکر» ، «مناظره » و . . . ، شور و شوق زاید الوصفی، همراه تامل و شاید اندکی تردید، در میان عموم دانش آموختگان حوزه علمیه، به ویژه نسل دوم آن پدید آمده است . شور و شوق از آن جهت که این بار، انگشت اشارت درست به سویی نشانه رفته است که نیاز اصلی و ضروری کشور اسلامی ما است . به راستی که هیچ انسان فرهیخته و دلسوز و خیرخواهی نمی تواند اشتیاق و شور خود را پنهان سازد از اینکه - گرچه اندکی دیر - اما به هر حال، به صورت درست و صحیح و صریح، نقص و نیاز تشخیص داده شد . شاید بهتر آن باشد که بگوییم امر مهمی که تاکنون در پرده غفلت مانده بود، مورد توجه قرار گرفت . اما چنانکه پیداست، مخاطبان اصلی این فراخوان تاریخی و نهضت علمی، نه سیاست پیشگان و فرصت طلبان، بلکه فرهیختگان و عالمان حوزه و دانشگاهند . اکنون و در این فرصت تاریخی، شناخت ماهیت این نهضت و جریان علمی، تبیین و توصیف آن و تعیین نقطه عزیمت، به عهده عالمان و دانشمندان حوزه و دانشگاه است; دو نهادی که تنها با حرکت آگاهانه و نظام مند خود، می توانند فرصت به دست آمده را، غنیمت شمرده و به دور از شتابزدگی و سیاست پیشگی، آن کنند که از ایشان انتظار می رود . اما تردید و تامل خود را نیز نباید پنهان کنیم; زیرا فرصت به دست آمده نیز شاید دانسته یا ندانسته، به دست فراموشی سپرده شود و یا بدون رعایت شرایط و اقتضائات و درک صحیح مسئله و لحاظ همه بایسته ها و نبایسته ها، کاری نسنجیده و ناقص صورت پذیرد . نگارنده این سطور، بر آن است تا با برشمردن بعضی از شرایط و موانع راه، صرفا باب گفتگو و بحث را در این باره مفتوح و از سر خیرخواهی و شفقت، نکاتی را یادآوری کند:
1 . بی تردید تبیین درست و دقیق آنچه باید تحقق یابد و درک صحیح و تام و تمام مسئله، پیش از هرگونه اقدام عملی، راه را بر سوء تعبیر و انحراف می بندد; چنانکه عدم درک درست یا درک نادرست آن نیز، به حکم سخن گهربار امیرمؤمنان علی (ع) «الجاهل اما مفرط او یفرط » هر گونه حرکتی را دچار انحراف یا شکست خواهد ساخت . به هر تقدیر تا آنجا که به تعریف و صورت مسئله که بنا است تحقق یابد، مربوط می شود، باید گفت که سخن از یک «نهضت و جریان » به معنای دقیق و صحیح کلمه در میان است . متعلق و آماج این نهضت و جریان، اموری چون «نظریه پردازی » ، «نوآوری علمی » ، «طرح منطقی ایده ها» ، «آزادی تفکر، قلم و بیان » ، «مناظره و اجتهاد» و سرانجام گشودن راهی غیر از «سکوت و جمود» و یا «هرزه گویی و کژخوانی » است . روشن است که چنین امری دارای عناصر و مقدماتی است که شناخت آنها لازم و ضروری است .
2 . هر ایده و فکری، اگر بخواهد به یک نهضت و جریان تبدیل گردد، باید از هر گونه فردگرایی، شخص یا گروه محوری به دور بماند و در چنبره علایق شخصی یا گروه خاصی گرفتار نیاید و به نفع شخص یا علاقه ای شخصی مصادره نگردد . امروزه حوزه های علمیه و دانشگاه های ما، دانش آموختگان و فرهیختگان بسیاری دارد که با استفاده از امکانات و فرصت های موجود کشور، تحصیل کرده و رشد یافته اند . اگر آنان به درستی، به میدان فراخوانده شوند و تلقی صحیح و درستی از موضوع یابند، بی تردید تمام توان خود را مصروف پیش بردن چنین نهضتی خواهند کرد . وقتی سخن از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه می رود، مراد تنها جمع جوان و محدودی نیست که می خواهند به دلخواه و احیانا نسنجیده، دست به کاری نپخته و چه بسا مضر بزنند; اساسا یک نهضت و جریان علمی، با فرآیند محدودسازی و تنگ نظری ناسازگار است .
3 . آنچه گفتیم به معنای نفی وجود هسته و گروه هوشمند و هدایت گری نیست که باید سازماندهی نهضت و جریان مذکور را به عهده گیرد و نقطه عزیمت، اولویت ها، بایسته ها و نبایسته های آن را تعیین کند . البته کسانی باید چنین امر مهمی را بر عهده گیرند و با درک و فهم صحیح و درست از آنچه داریم، فضاهای جدید و سرزمین های دیگری را نیز فتح کنند و با نگاهی عمیق و همه جانبه، به چنین امر مهمی سروسامان دهند .
4 . ما امروز برمیراثی عظیم و غنی از فرهنگ و دانش تکیه زده ایم که به همت و تلاش طاقت فرسا و جانکاه دانایان، بزرگان و نیاکانمان به دست ما رسیده است . تردیدی نیست که در حفظ و حراست از آن باید بکوشیم; اما این تمام وظیفه ما نیست; وظیفه سنگین تری نیز بر عهده داریم: باید بکوشیم و به تکرار آنچه داریم، بسنده نکنیم . بلکه سرزمین های ناشناخته و قلمروهای ناپیموده را نیز از نظر دور نداریم و در نتیجه گرد و غبار قدمت از آنچه داریم زدوده و شجاعانه طرح های نو دراندازیم و به پیروی از بزرگانی چون ابن سینا، شیخ طوسی، ابن ادریس، شیخ اشراق، ملاصدرا، شیخ انصاری، علامه طباطبایی و . . . . با تکیه بر فرهنگ و سنت غنی دینی و ملی و برپایه و بنیان های استوار و محکم خود بناهای جدیدی بنیان نهیم . نه چنان سخن بگوییم و یا چنان به شاگردانمان تعلیم دهیم که جرات هرگونه نقد و نظری را از آنان بگریم و نه چنان شتابزده، گذشته خود را یکسره نفی و انکار کنیم و به دام از خودبیگانگی و ورطه بدعت گذاری افتیم . آنچه امروز، نیاز ضروری حوزه علمیه و دانشگاه ها است، رسیدن به نقطه اعتدال است; درست همان نقطه ای که هدف نهضت و حرکت نوینی است که درباره آن سخن می گوییم .
5 . تاکید بر عناصری چون مناظره، بحث آزاد و گشودن باب بحث های جدید، بیشتر جنبه روش شناختی دارد . بدین معنا که برای ایجاد جنبش نرم افزاری و نهضت نظریه پردازی، یکی از روش های موفق و آزمون شده، ایجاد فضای گفتگوی معطوف به اخلاق، تعامل و تضارب آراء و افکار و مناظره های عالمانه است . چنین تعامل و تضاربی را می توان به عرصه های مختلف و موضوعات متفاوت، از علوم پایه و محض گرفته تا علوم انسانی، اعم از داده های وحیانی و یافته های بشری، بسط و توسعه داد و به انتظار نتایج و آثار سودمند آن نشست . سوگمندانه باید گفت که چندی است هر گاه سخن از مناظره و گفتگو به میان می آید، صورت مبتذل و منفی آن که رنگ و بوی غوغاسالاری و سیاست پیشگی و جناح گرایی و دسته بندی دارد، به اذهان تداعی می کند . اکنون پالایش و سالم سازی این فضا از ضروریات جریان و نهضت علمی، در نظر است . هر چه زودتر باید آغاز کرد و می توان نقطه عزیمت را، طرح مسایل جدید در قالب مناظره ها و نشست های علمی که به گسترش فضای بحث و گفتگو و تحرک و نشاط می انجامد، رسم کرد .
در ماه های اخیر و به همت بعضی از مراکز علمی - پژوهشی حوزوی، بحث های آزادی صورت پذیرفته و همچنان در جریان و پویندگی است که نویدبخش حرکت و جوشش جدیدی است .
امیدواریم چنین بحث و گفتگوهایی در همه عرصه ها صورت پذیرد . گرچه در آغاز راهیم، اما در صورتی که بدانیم و سپس بخواهیم، به حکم «خواستن، توانستن است » موفق خواهیم شد . ان شاءالله تعالی .
محمد عبداللهی
منبع:مرکزتحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 2
به دنبال انتشار پاسخ رهبر فرزانه و حکیم انقلاب به نامه جمعی از دانش آموختگان حوزه علمیه قم و تاکید و تصریح معظم له بر شان و منزلت «تضارب آراء و عقول » ، «تولید نظریه و فکر» ، «مناظره » و . . . ، شور و شوق زاید الوصفی، همراه تامل و شاید اندکی تردید، در میان عموم دانش آموختگان حوزه علمیه، به ویژه نسل دوم آن پدید آمده است . شور و شوق از آن جهت که این بار، انگشت اشارت درست به سویی نشانه رفته است که نیاز اصلی و ضروری کشور اسلامی ما است . به راستی که هیچ انسان فرهیخته و دلسوز و خیرخواهی نمی تواند اشتیاق و شور خود را پنهان سازد از اینکه - گرچه اندکی دیر - اما به هر حال، به صورت درست و صحیح و صریح، نقص و نیاز تشخیص داده شد . شاید بهتر آن باشد که بگوییم امر مهمی که تاکنون در پرده غفلت مانده بود، مورد توجه قرار گرفت . اما چنانکه پیداست، مخاطبان اصلی این فراخوان تاریخی و نهضت علمی، نه سیاست پیشگان و فرصت طلبان، بلکه فرهیختگان و عالمان حوزه و دانشگاهند . اکنون و در این فرصت تاریخی، شناخت ماهیت این نهضت و جریان علمی، تبیین و توصیف آن و تعیین نقطه عزیمت، به عهده عالمان و دانشمندان حوزه و دانشگاه است; دو نهادی که تنها با حرکت آگاهانه و نظام مند خود، می توانند فرصت به دست آمده را، غنیمت شمرده و به دور از شتابزدگی و سیاست پیشگی، آن کنند که از ایشان انتظار می رود . اما تردید و تامل خود را نیز نباید پنهان کنیم; زیرا فرصت به دست آمده نیز شاید دانسته یا ندانسته، به دست فراموشی سپرده شود و یا بدون رعایت شرایط و اقتضائات و درک صحیح مسئله و لحاظ همه بایسته ها و نبایسته ها، کاری نسنجیده و ناقص صورت پذیرد . نگارنده این سطور، بر آن است تا با برشمردن بعضی از شرایط و موانع راه، صرفا باب گفتگو و بحث را در این باره مفتوح و از سر خیرخواهی و شفقت، نکاتی را یادآوری کند:
1 . بی تردید تبیین درست و دقیق آنچه باید تحقق یابد و درک صحیح و تام و تمام مسئله، پیش از هرگونه اقدام عملی، راه را بر سوء تعبیر و انحراف می بندد; چنانکه عدم درک درست یا درک نادرست آن نیز، به حکم سخن گهربار امیرمؤمنان علی (ع) «الجاهل اما مفرط او یفرط » هر گونه حرکتی را دچار انحراف یا شکست خواهد ساخت . به هر تقدیر تا آنجا که به تعریف و صورت مسئله که بنا است تحقق یابد، مربوط می شود، باید گفت که سخن از یک «نهضت و جریان » به معنای دقیق و صحیح کلمه در میان است . متعلق و آماج این نهضت و جریان، اموری چون «نظریه پردازی » ، «نوآوری علمی » ، «طرح منطقی ایده ها» ، «آزادی تفکر، قلم و بیان » ، «مناظره و اجتهاد» و سرانجام گشودن راهی غیر از «سکوت و جمود» و یا «هرزه گویی و کژخوانی » است . روشن است که چنین امری دارای عناصر و مقدماتی است که شناخت آنها لازم و ضروری است .
2 . هر ایده و فکری، اگر بخواهد به یک نهضت و جریان تبدیل گردد، باید از هر گونه فردگرایی، شخص یا گروه محوری به دور بماند و در چنبره علایق شخصی یا گروه خاصی گرفتار نیاید و به نفع شخص یا علاقه ای شخصی مصادره نگردد . امروزه حوزه های علمیه و دانشگاه های ما، دانش آموختگان و فرهیختگان بسیاری دارد که با استفاده از امکانات و فرصت های موجود کشور، تحصیل کرده و رشد یافته اند . اگر آنان به درستی، به میدان فراخوانده شوند و تلقی صحیح و درستی از موضوع یابند، بی تردید تمام توان خود را مصروف پیش بردن چنین نهضتی خواهند کرد . وقتی سخن از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه می رود، مراد تنها جمع جوان و محدودی نیست که می خواهند به دلخواه و احیانا نسنجیده، دست به کاری نپخته و چه بسا مضر بزنند; اساسا یک نهضت و جریان علمی، با فرآیند محدودسازی و تنگ نظری ناسازگار است .
3 . آنچه گفتیم به معنای نفی وجود هسته و گروه هوشمند و هدایت گری نیست که باید سازماندهی نهضت و جریان مذکور را به عهده گیرد و نقطه عزیمت، اولویت ها، بایسته ها و نبایسته های آن را تعیین کند . البته کسانی باید چنین امر مهمی را بر عهده گیرند و با درک و فهم صحیح و درست از آنچه داریم، فضاهای جدید و سرزمین های دیگری را نیز فتح کنند و با نگاهی عمیق و همه جانبه، به چنین امر مهمی سروسامان دهند .
4 . ما امروز برمیراثی عظیم و غنی از فرهنگ و دانش تکیه زده ایم که به همت و تلاش طاقت فرسا و جانکاه دانایان، بزرگان و نیاکانمان به دست ما رسیده است . تردیدی نیست که در حفظ و حراست از آن باید بکوشیم; اما این تمام وظیفه ما نیست; وظیفه سنگین تری نیز بر عهده داریم: باید بکوشیم و به تکرار آنچه داریم، بسنده نکنیم . بلکه سرزمین های ناشناخته و قلمروهای ناپیموده را نیز از نظر دور نداریم و در نتیجه گرد و غبار قدمت از آنچه داریم زدوده و شجاعانه طرح های نو دراندازیم و به پیروی از بزرگانی چون ابن سینا، شیخ طوسی، ابن ادریس، شیخ اشراق، ملاصدرا، شیخ انصاری، علامه طباطبایی و . . . . با تکیه بر فرهنگ و سنت غنی دینی و ملی و برپایه و بنیان های استوار و محکم خود بناهای جدیدی بنیان نهیم . نه چنان سخن بگوییم و یا چنان به شاگردانمان تعلیم دهیم که جرات هرگونه نقد و نظری را از آنان بگریم و نه چنان شتابزده، گذشته خود را یکسره نفی و انکار کنیم و به دام از خودبیگانگی و ورطه بدعت گذاری افتیم . آنچه امروز، نیاز ضروری حوزه علمیه و دانشگاه ها است، رسیدن به نقطه اعتدال است; درست همان نقطه ای که هدف نهضت و حرکت نوینی است که درباره آن سخن می گوییم .
5 . تاکید بر عناصری چون مناظره، بحث آزاد و گشودن باب بحث های جدید، بیشتر جنبه روش شناختی دارد . بدین معنا که برای ایجاد جنبش نرم افزاری و نهضت نظریه پردازی، یکی از روش های موفق و آزمون شده، ایجاد فضای گفتگوی معطوف به اخلاق، تعامل و تضارب آراء و افکار و مناظره های عالمانه است . چنین تعامل و تضاربی را می توان به عرصه های مختلف و موضوعات متفاوت، از علوم پایه و محض گرفته تا علوم انسانی، اعم از داده های وحیانی و یافته های بشری، بسط و توسعه داد و به انتظار نتایج و آثار سودمند آن نشست . سوگمندانه باید گفت که چندی است هر گاه سخن از مناظره و گفتگو به میان می آید، صورت مبتذل و منفی آن که رنگ و بوی غوغاسالاری و سیاست پیشگی و جناح گرایی و دسته بندی دارد، به اذهان تداعی می کند . اکنون پالایش و سالم سازی این فضا از ضروریات جریان و نهضت علمی، در نظر است . هر چه زودتر باید آغاز کرد و می توان نقطه عزیمت را، طرح مسایل جدید در قالب مناظره ها و نشست های علمی که به گسترش فضای بحث و گفتگو و تحرک و نشاط می انجامد، رسم کرد .
در ماه های اخیر و به همت بعضی از مراکز علمی - پژوهشی حوزوی، بحث های آزادی صورت پذیرفته و همچنان در جریان و پویندگی است که نویدبخش حرکت و جوشش جدیدی است .
امیدواریم چنین بحث و گفتگوهایی در همه عرصه ها صورت پذیرد . گرچه در آغاز راهیم، اما در صورتی که بدانیم و سپس بخواهیم، به حکم «خواستن، توانستن است » موفق خواهیم شد . ان شاءالله تعالی .
محمد عبداللهی
منبع:مرکزتحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ ساعت 12:54 توسط احمدجعفری
|
و طن! عشق تو افتخارم