پژوهش، موانع و راهکارها
پدید آورنده : شهرام شیرکوند(1) ، صفحه 26

اعتقاد به اینکه تحقیق و پژوهش در کشور ما ثمردهی اندکی دارد، تقریباً مورد قبول واحدهای علمی، محققان، پژوهشگران و حتی مراکزی است که می­خواهند از این پژوهش­ها بهره می­گیرند.

از آنجا که دامنة تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فعالیت­های پژوهشی و تحقیقات علمی در سطح ملی مطرح است، امروزه هر اقدامی برای روشن ساختن جایگاه تحقیق و موانع پیش­روی آن، حائز اهمیت است.

به چه دلایلی کشور ما به زعم برخورداری از امکانات بالقوه در این بخش و نیروهای محقق نتوانسته است در زمینة تحقیقات، گام­های مؤثری بردارد و انگیزة بسیاری از نیروهای متخصص خود را در این بخش تقویت نماید. این سؤالی است که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد.

عده­ای از صاحبنظران بر این عقیده­اند که عمدتاً دانش اندوختگان و مسئولان ما، دانش خود را از تحقیق روشن نمی­سازند و به همین دلیل چهرة واقعی تحقیق و پژوهش که با به ثمر رساندن و بار آمدن آن ظاهر می­شود، اغلب قابل مشاهده نیست. آنان روند تحقیقات را در چهارچوب بسته و محدودی مشاهده می­کنند و در توصیفی سرانجام چنین می­گویند: استادان ما نوشته­اند ولی افزودة علمی ما به دانش موجود، کم است و چون تحقیقات و پژوهش­های کشور به نتایج نسبتاً مطلوب نمی­رسد، می­توان نتیجه گرفت که متقاضی واقعی تحقیق وجود ندارد.

به عبارتی کسی تحقیق را درخواست می­کند که برای این کار بودجه­ای در اختیار دارد و کسی انجام می­دهد که نیازی احساس می­کند، اما حاصل تحقیق برای آزمون شدن به کار گرفته نمی­شود و نتایج آن به چاپ نمی­رسد و در نتیجه، کسی هم آن را نمی­خواند.

از آنجا که بارزترین شاخص بالندگی و توسعه­یافتگی یک کشور را در توانایی­های فن­آورانه و پژوهش­های علمی و کاربردی آن کشور می­دانند، لذا افزایش ظرفیت و کارآیی فن­آوری و پژوهش­های علمی و کاربردی، مستلزم شناخت دقیق منابع و مؤلفه­های بالقوة موجود است که مجموعه­ای از نیروی انسانی متخصص، منابع مالی و اطلاعاتی، تجهیزات و فضای کالبدی را تشکیل می­دهد. بدیهی است گردآوری، پردازش، تجزیه و تحلیل مجموعه اطلاعات است که می­تواند راهگشای یک پژوهش حساب شده و کاربردی شود.

درحال حاضر اجماع نظر مسئولین بر این است که تنها از طریق پژوهش­های علمی می­توان معضلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را حل و فصل کرد و از کنار این دستاورد گران قیمت نباید به آسانی گذشت. برنامه­ریزی و تحقیق، لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون برنامه­ریزی مشخص، تحقیق اصولی انجام نخواهد شد.

شناخت دقیق ویژگی­های نظام اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، مستلزم آشنایی دقیق با نمونه­های کمّی و کیفی و فنون خاص برنامه­ریزی است.

برنامه­ریزی، یک فرآیند فنی و تخصصی است و تهیه و تدوین برنامه­های ثمربخش و مفید مستلزم آشنایی دقیق با اصول و فنونی است که صحت و اعتبار آن در عمل به اثبات رسیده باشد. اجرا و ارزشیابی حساب شده و دقیق، از ارکان و اصول این کار است.

اجرای صحیح برنامه­ها در گرو آگاهی مجریان امور از آ خرین یافته­های علمی و پژوهشی است. فقر اطلاعاتی عوامل اجرایی و مسئولان، بهترین و کارآمدترین برنامه­ها را با شکست کامل مواجه می­کند. ارزشیابی، رفع کلیة نقایص و تولید اطلاعات صحیح و دقیق است و تولید هرگونه اطلاعات غیرواقعی موجب به هم ریختگی و اختلال نظام برنامه­ریزی خواهد شد.

حصول نتایج و استنتاجات صحیح و منطقی در گرو آشنایی دقیق ارزشیاب­ها از روش­ها و فنون ویژه و تخصصی است. اگر برنامه­ریزی را تنها روش ادارة ثمر بخش یک جامعه بدانیم، پژوهش و تحقیق را باید یکی از عوامل اصلی نظام اجتماعی به حساب آورد.

جامعه­ای می­تواند از تحقیق به عنوان تنها امکان شناسایی و برنامه­ریزی حل معضلات جاری خود بهره گیرد که علاوه بر گسترش فرهنگ تحقیقاتی، به امر نظام بخشی جامعة علمی خود نیز بپردازد و پژوهش و تحقیق را به عنوان یک عنصر بنیادین سازماندهی کند. بنابراین هر برنامه­ریزی موفق منوط به سلسله پژوهش­های کارآمدی است که در گروه برنامه­ریزی­های منسجم شکل می­گیرد و در نهایت به سازمان یافتن و شکوفایی نهاد تحقیق می­انجامد. لذا به واسطة همین چرخه است که موضوع جایگاه تحقیقات در برنامه­ریزی برای توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور معنا و اهمیت پیدا می­کند.

متأسفانه موضوع­های بسیاری امر پژوهش کشور را با رکود نسبی و مشکلات جدی رو به رو کرده است. اهم این موضو­ع­ها عبارتند از:

1. فقدان ارتباط منسجم و منطقی بین دانشگاه­ها، مؤسسات تحقیقاتی و صنایع و به طور کلی واحدهای تولیدی،

2. فقدان نظام صحیح و مطلوب در ارتباط با توزیع اعتبارات پژوهشی،

3. فقدان انگیزة تحقیق در بین استادان و در مراکز تحقیقاتی،

4. فقدان بودجة کافی، وجود مقررات دست و پاگیر مالی و اداری، کم­توجهی به محققان و مشخص نبودن سیاست­ها و اولویت­های تحقیقاتی (حتی در مورد انتخاب سوژه­های مهم تحقیقاتی)،

5. فقدان سیاست­گزاری مشخص و متمرکز در امر پژوهش و فقدان تمرکز در اجرای آنها.

6. فقدان بستر مناسب برای شکل­گیری و رشد تحقیقات کاربردی و توسعه­ای.

7. فقدان ضوابط منسجم و قابل اجرا در ارتباط با سیاست­های حمایتی از محققان و متخصصان.

با در نظر گرفتن مسائل یاد شده برای تحقق اهداف عالیه، اقداماتی به شرح زیر ضروری است:

1. تمرکز بخشیدن به امور تحقیقات در چهارچوب هسته­های پژوهش و نهایتاً ایجاد پژوهشگاهی به منظور سیاست­گزاری و هدایت تحقیقات بنیادی، راهبردی، کاربردی و توسعه­ای و عدم تمرکز در اجرای آن.

2. بررسی امکانات بالقوة مناطق مختلف کشور و راه­های بهینه­سازی آن از طریق انجام مطالعات جامع.

3. هدایت آموزش­های دانشگاهی به سوی آموزش­های کاربردی و تشویق دانشجویان کشور به امر پژوهش، با توجه به ضرورت­های مملکتی و منطقه­ای از طریق حمایت­های مالی و تشویقی.

4. ایجاد ارتباطی سازمان یافته بین دانشگاه، مراکز تحقیقاتی و واحدهای تولیدی و خدماتی.

5. ایجاد ارتباطی سازمان یافته بین دانشگاه و مراکز اجرایی.

6. تلاش برای برطرف کردن مشکلات واحدهای تولیدی و اجرایی از طریق انجام تحقیقات لازم.

7. اتخاذ تدابیر و روش­های اصولی برای حمایت از استادان محقق، پژوهشگران مستقل و مراکز توسعة تحقیقات مانند، ایجاد شهرک دانشگاهی و اعطای بورس­های تحقیقاتی.

8. برگزاری سمینارها و کنفرانس­های علمی برای هدفمندشدن استادان دانشگاه و دانشجویان و ترغیب آنها به انجام فعالیت­های مشابه.

9. ایجاد مرکز اطلاع­رسانی جامع در کشور و کاربردی­کردن طرح­ها در سطح مناطق کشور.

10. ایجاد واحدهای نمونة صنعتی و کشاورزی با توجه به اولویت­های منطقه­ای، شرایط زیست محیطی و نیاز جامعه.

11. نشر کتب علمی و فعالیت­های پژوهشی با حمایت از بخش­های مختلف صنعتی و اجرایی.

خوشبختانه در چند سال اخیر ذوق و شوق تحقیق از محیط­های دانشگاهی و پژوهشی به دستگاه­های اجرایی کشور راه یافته و این خود فرصت مغتنمی است برای پژوهشگران تا طیف وسیعی از مسائل و گره­های کور اجرایی مملکت را مورد توجه قرار دهند. در عین حال فضای موجود این فرصت را فرا روی مجریان امور قرار می­دهد تا با اتکا به تحقیقات ژرف­نگر و مطالعات کاربردی گام­­های علمی مؤثری برای حل معضلات موجود بردارند و اهداف توسعه همة جانبه را به­تدریج جامة عمل بپوشانند. از آن گذشته اکنون که نیاز به کندوکاو عمیق فراگیر احساس می­شود، مجریان امور در پی آنند که روند تصمیم­گیری­ها و اجرای سیاست­ها در چارچوبی مستدل انجام شود.

اکنون وقت آن رسیده است که واقع­بینانه وضعیت تحقیق و جستجوی علمی کشور را بررسی کنیم. در واقع برای بهره جستن از آنچه تحقیق نامیده می­شود، ضرورت دارد که باز خورد پژوهش­های انجام گرفته در سطح دستگاه­های رسمی را بازشناسی و موانع موجود بر سر راه تحقیقات زیربنایی را نشانه­گذاری کنیم.

بدون تردید آنچه امیدواری سازمان­های اجرایی را برای گرایش به تحقیق فزونی می­بخشد گذار از دورة بحرانی شک­گرایی در تصمیم­گیری است. فعل و انفعالاتی که می­تواند به این روحیه خاتمه بخشد، نتایج مستند و مستدل پژوهش­های پرمایه است. شمار پژوهش­های انجام گرفته در حوزه­های فنی و صنعتی نشان می­دهد که خوشبختانه متخصصان و محققان علوم پایة کشور در راستای این مسیر اطمینان بخش گام برداشته و دستاوردهای درخشانی به دست آورده­اند. گرایش روزافزون مبتکران و مخترعان کشور به انجام طرح­های پژوهشی بیانگر این ادعا است که در صورت مهیا بودن زمینة رشد و بالندگی در عرصه­های فنی و صنعتی در آینده­ای نه چندان دور شاهد پیروزی­های چشمگیری در این حوزه خواهیم بود. با ا ین همه به همان نسبت که از مقولة طرح­های تحقیقاتی و صنعتی دور می­شویم و به وادی مطالعات نظری و تحلیلی پا می­نهیم، شاهد تحرکی نه چندان دلگرم­کننده و صعودی کند هستیم. کندروی ما در عرصة تحقیقات نظری موجب شده است که بسیاری از تصمیمات اتخاذ شده در مقولات علوم انسانی و به تبع آن مباحث فرهنگی با پیچیدگی و ابهام همراه باشد. برخی بر این باورند که ضعف پژوهش در این بخش از تحقیقات، از این واقعیت نشأت می­گیرد که موضوع­های تحقیق در راستای مقتضیات دستگاه­های اجرایی گزینش نشده و در نتیجه از ارزش کاربردی قابل انتظار، بی­بهره است. عده­ای نیز می­پندارند که توجه مراجع تصمیم­گیرنده در امر پژوهش معطوف به حوزه­های فنی است و میزان سرمایه­گذاری آموزشی در این سطوح به مراتب بیشتر از سرمایه­گذاری در افزایش توان آموزشی و پژوهشی رشته­های تخصصی علوم نظری، به ویژه علوم انسانی است. اگرچه هر دو نظریه بخشی از واقعیت را بازگو می­کنند، اما یکی از واقعیت­هایی که نیاز به تشریح بیشتری دارد، این است که بسیاری از موضوع­های گزینش شده برای تحقیق در چهارچوب یک برنامه­ریزی کلان، برگزیده نشده و همین سبب شده است که گزینه­های تحقیق سلیقه­ای و در محدودة دستگاه سفارش­دهنده و بی­ارتباط با نیازهای دستگاه­های موازی، به اطلاع محققان و پژوهشگران برسد. افزون بر آن، به دلیل اینکه هیچ دستگاه یا متولی مشخصی در کشور، کار نیازسنجی پژوهشی دستگاه­ها را عهده­دار نبوده، هزینه­های هنگفتی صرف انجام تحقیقاتی شده است که نه تنها نیازی از مسائل موجود در آن دستگاه را لااقل در کوتاه مدت حل نمی­کند، چه بسا هر موضوع چندبار بیهوده بررسی و کندوکاو می­شود.

گذشته از فقدان یک دستگاه منسجم کنترل­کنندة پژوهش در کشور، عامل دیگری که متأسفانه مانع عمده­ای در راه پیشبرد امر تحقیق در کشور است وجود برخی محقق­نماهای مدرک­دار و بی­مدرک است که به جای فهم عمیق مسائل و درک اهداف متعالی، پژوهش را به تجارت تبدیل کرده­اند. در این شرایط ضروری است برای بهره­برداری بهینه از توان پژوهشی در کشور، به پژوهشگران و استادان آگاه میدان عمل داده شود و ناهمواری­های موجود از سر راه برداشته شود. این امر شدنی نیست مگر اینکه متولیان دستگاه­های پژوهشی کشور با تمرکز اجرایی در یک سازمان مشخص از تشتت و پراکندگی طرح­های پژوهشی و صرف هزینه­های موازی ممانعت به عمل آورند و با تعیین اولویت­های کاربردی به تشخیص استادان محقق و مبرز، از انجام تحقیقات زودرس و خام پرهیز کنند.

1. کارشناس ارشد مدیریت اجرایی سازمان مدیریت صنعتی تهران
منبع:مرکزتحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی