سوء استفاده جنسی در شفاخانه ولایتی جوزجان
داكتر ميرويس امينى ارغنديوال ريیس شفاخانه ولايتى جوزجان در ضمن استاد بخش قابلگى انستيتوت علوم صحى آسياى جديد در شهر شبرغان ميباشد. وى شفاخانه و انستيتوت علوم صحى را مركز فحشاى ولايت جوزجان ساخته و چندين خدمه و نرس هاي شفاخانه را مورد سوء استفاده جنسى قرار داده است. حتى يك تن از پرستاران به اسم (پ) كه از سوى داكتر ميرويس تهديد به سوءاستفاده جنسى مي شد به دفتر ولايت شكايت نموده اما هيچ اقدامى صورت نگرفت.
استاد صفت پدر معنوى را دارد. اما استاد ميرويس امينى زندگى شاگردش كه ١٨ سال عمر دارد برباد كرد. دختر ١٨ ساله كه محصل بخش قابلگى انستيتوت علوم صحى آسياى جديد است ميگويد كه استاد ميرويس بالاى قرآن كريم دست مانده برايم قسم خورد و وعده داد كه به زودترين فرست خانمم را به كابل انتقال ميدهم و با تو ازدواج ميكنم. مدت تقريبا ٨ ماه از من سوء استفاده جنسى نمود. در ابتدا يك بار حامله شدم و برايش گفتم كه من حامله استم مرا فريب داد و به منزل خانم داكتر جبار كه دختر كاكاي داكتر ميرويس ميشود طفلم را سقط داد. داكتر جبار كه خانمش هم داكتر است منزل اش را محل سقط اطفال نا مشروع و عمليات هاى كه اخلاق جامعه را فاسد ميسازد به پشتيبانى داكتر ميرويس ساخته است. استاد ميرويس برايم وعده داد كه در ماه حمل سال ١٣٩٢ بعد از اينكه از کشور آلمان برگشت با هم عروسى ميكنيم. اما معلومات كه حاصل نمودم داكتر ميرويس میخواهد همراه با فاميلش به آلمان سفر كرده دوباره به وطن برنگردد. از داكتر ميرويس تقاضا كردم كه قبل از رفتن به آلمان عروسى كنيم اما مرا تهديد كرد و به همين لحن برايم گفت: (به هر جايي كه ميرى برو دستت آزاد. اگر تو از دست مه عريضه هم كنى دادستانی تره به شفاخانه به خاطر معاينه روان ميكنه و مه از شفاخانه كار خوده جور ميكنم و خودت بدنام ميشى از او كده بيا پيش داكتر صاحب جبار ميبرمته دختريته جور كنه).
آيا انسان تا اين اندازه پليد شده ميتواند از يك دختريكه همسن دخترش ميباشد سوء استفاده نموده و همچنان او را تهديد كند كه تا به ارگان هاى عدلى و قضايى سرنزند.
اين بود يكى از قضایای سوء استفاده جنسى از قدرت شغلى كه روزانه شايد صدها واقعه آن در كشور ما رخ دهد. اما مقامات هنوز هم حامى همچو اشخاص كثيف ميباشد.
وزير صاحب صحت عامه آيا در كشور ما قحط رجال وجود دارد كه افراد بى علم و بد اخلاق كه حتى از كوچه اخلاق طبابت هم نگذشته به اين مقام باقى ميماند؟
امیر حمزه خلیق معاون ولسوال اندخوی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظریکی ازهموطنان :
وقتی شما در مورد دختر ها، دختر های مست و قشنگ صحبت میکنید،ویا میگوید تا ...بز نخارد نان چوپان را نمیخورد ویا
میگو یید تا شمال نباشد بته شور نمیخورد، یامیگویید چک چک ویا هم از تربیه ضعیف فامیلی مینویسید، خواهش می
میکنم یکبار به مادرمهربان تان که باچه محبت شما را بزرگ کرده،با خواهر
عزیز تان که شما را چقدر دوست دارد و بسیار محبوب است، به همسر تان که تا
چه اندازه پاک و بی آلایش است به دختر شیرین تان که چه دوست داشتنی وز
یبا هست فکر کنید؛ اگر یکی از ایشان به همچو مصیبتی دجار شوند، درست است
که دیگران به این شیوه بر خورد کنندکه من وشما برخورد میکنیم؟ آنها هم
انسان هستند و دارای همه عواطف بشری مانند من وشما هستند، آنها همو طن ما
هستند، خواهران ماهستند؛ باور کنید مانند من وتو از مصیبت رنج میبرند. از
تو هین و تحقیر مانند ما دچار نا راحتی روانی
میگردند. پدر، مادر وغیره وغیرنیز دارند. آنها چوب و سنگ نیستند که ما تا این حد درمورد شان بی اعتنایی کنیم.
من یک مرد هستم، وقتی میخواهم در مورد این زن و آن زن با بی اعتنایی ابراز نظر کنم، زنها و دختران خانواده ام را بیاد
می آورم آنگاه از بد گویی اجتناب میکنم و خود را از عداب وجدانی و ایمانی نخات میدهم. بعداً میبینم که تا چه حد آرام
و راحت میشوم. از شما خواهش میکنم تا شما هم مانند من عمل کنید، اگر نتیجه مثبت نگرفتید به من نفرین بفرستید.
و طن! عشق تو افتخارم